موجود ریز و با مزه ای که در زیر می بینید مهمونه یک روزه ی من و دوستام بود. یه خرگوش سفید و شیطون کوچولو

حال رجوع به عکس های پایین از جشن امروز در دانشگاه

از بلال خورون بالا و هندونه و ساندویچ خورون ها بگذریم میرسیم به پانتومیم بازی بچه های طراحی صنعتی ۸۸ که به دلایل امنیتی نمیشه عکساشو بذارم و شما میتونید در اینجا از عکس غرفه ی بی نظیر طراحی صنعتی استفاده کنید.

You, do you remember me?
Like I remember you?
Do you spend your life Going back in your mind to that time?
چه خوش گفت فریدون فرخزاد :
اگه ماه از آسمون پایین بیاد در بزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه،تو سرم هزارتا فریاد بزنه
چون تو مهمون (ماه) منی ،در رو وا نمی کنم
مونس جون منی ، در رو وا نمی کنم
در رو وا نمی کنم ، نه در رو وا نمی کنم
پ . ن : ترجیحا با ریتم ۶ و ۸ بخوانید .
می گن هر کی خربزه می خوره پای لرزس هم میشینه . من تو این چند هفته مشمول این قاعده شدم فک کنم …
به ماه بوسه زدم
به کوه تکیه کردم
به من نگاه کن ببین …
به عشق تو چه کردم …
پ . ن : ( :-* )
۱۹ سال پیش در چنین روزی در ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر فردی چشم به دنیا گشود که جهانیان انگشت حیرت در دهان کردند … کسی که جهان را زیرو و کرد … اون کسی نبود جز خودم
پ.ن : عکس های چند روز دیگه رو فیس بوک شیر میشه
هفته ی پیش – به اصطلاح جشن استاد محبوب – شعر خوابگاه – شاعر مژگان- فرشاد منتظر نظر – همین …
دانلود
اگر به خانه ی من آمدی
نخ و سوزن هم با خود بیاور، برای زبانم
میخواهم … بدوزمش به سقف
… اینگونه فریادم بی صداتر است!
قیچی هم یادت نرود،
میخواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم!
پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شستشوی مغزی!
مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت …
میدانی که؟ باید واقعبین بود!
و یک بیلچه، تا تمام غرایزم را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را … بدون اینها راحتتر به بهشت میروم گویا!
صداخفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر!
میخواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
برچسب هرزه میزنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!
یک کپی از هویتم را هم میخواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
فحش و تحقیر تقدیمم میکنند،
به یاد بیاورم که کیستم!
ترا به خدا! اگر جایی دیدی حقی میفروختند
برایم بخر … تا در غذا بریزم
ترجیح میدهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!
سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
بیاویزم به گردنم و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم
من هنوز یک انسانم …
پ . ن : شاعر ناشناخته
جالبترین قانون ریاضی :
منفی در منفی مثبت
اگه دیدید یه روزی
یه پیرمرد قوزی
خسته و پیر و داعون
یه عاشق پشیمون
با چشم تر هاج و واج نگاه می کرد به امواج؟
بهش بگید کاکل زری….
دیر اومدی مُرد پری
آخرین دیدگاهها