فیلم و فلسفه
چه لذتی داره که بالاخره پس از چند ماه چند صحنه رو گه خیلی دنیال جور کردنه عواملش بودی بگیری. هر بار یکی بدقولی میکرد و نمی ذاشت این صجنه تموم بشه و این بار آخری هم که بازیگر نقش [...]
یعنی میشه …
نمیدونم واسه شما هم این که ۴ بار همه چیز رو واسه یک سکانس کوچیک جور کنی اما باز نتونی فیلمبرداری کنی به دلایلی، عجیبه یا نه اما برای من دیگه عجیب نیست یعنی تقریبا عادت کردم.
صحنه های ماشینی … !!!!
فیلم ساختن در اینجا حکم آپولو هوا کردن رو داره و شاید هم سختتر و این دلیلی می شه واسه ی زیاد فیلم نگرفتنم در این دو هفته و عمده ی فیلمبرداریه فیلمم دیروز بود.
هشتمین سکانس از فیلمی که هنوز اسمی ندارد
بعد از حدود یک سال که به خاطر کنکور نتوانستم فیلم بسازم و مانند معتاد ها خود را به در و دیوار می زدم در 2 روز اول فیلمبرداری هشتمین سکانس فیلمی را گرفتم که بیشتر از پیش ایده اش به ذهنم رسی. و بالاخره در مرداد 88 شروع کردم تا هر چی را که تو ذهنم بود روی فیلم ها ی کوچک دوربین ثبت کنم (…)
آخرین دیدگاهها