اینجا دانشگاه است ….
تقریبا یک هفته دوری از اینترنت و دوری از وبلاگ دمار از روزگار ادم در میاره چیزی که در مورد توییتر و فرندفید هنوز ادامه داره . چهارشنبه ی گذشته من به قشر دانشجوی مملکت اضافه شدم توی یه دانشگاه بزرگ که از این ور تا اون طرفش با تاکسی ۱۵۰ تومن میگیرن و هر جا نگاه کنی درخت و چمن و چیز های دیگست که هر کی خواست بهم بگه بهش میگم . اما شهر زاهدان تابع »



اینکه دیروز در مراسم افتتاحیه حوزه هنری چه گذشت و چه شد به علت ذیق وقت نمیتونم بگم اما نکته ی مهم تر از مراسم هدیه هایی بود که اخر مراسم به همه به خاطر لطفی که کرده بودن و ۲ ساعت علاف شده بودند به همه دادند.





