اینجا دانشگاه است ….
تقریبا یک هفته دوری از اینترنت و دوری از وبلاگ دمار از روزگار ادم در میاره چیزی که در مورد توییتر و فرندفید هنوز ادامه داره . چهارشنبه ی گذشته من به قشر دانشجوی مملکت اضافه شدم توی یه دانشگاه [...]
فیلم و فلسفه
چه لذتی داره که بالاخره پس از چند ماه چند صحنه رو گه خیلی دنیال جور کردنه عواملش بودی بگیری. هر بار یکی بدقولی میکرد و نمی ذاشت این صجنه تموم بشه و این بار آخری هم که بازیگر نقش [...]
هزار کیلومتر دور از خانه
اگه بخواین فاصله ی خونه ی من و دانشگاهی که قبول شدم رو متر کنید باید یک خط کشه ۱۰۰۰ کیلو متری داشته باشید که بازم چند کیلومتر رو کم میارید. این فاصله ی من تا دانشگاه زاهدان ، جایی [...]
یعنی میشه …
نمیدونم واسه شما هم این که ۴ بار همه چیز رو واسه یک سکانس کوچیک جور کنی اما باز نتونی فیلمبرداری کنی به دلایلی، عجیبه یا نه اما برای من دیگه عجیب نیست یعنی تقریبا عادت کردم.
یک هدیه دوست داشتنی
اینکه دیروز در مراسم افتتاحیه حوزه هنری چه گذشت و چه شد به علت ذیق وقت نمیتونم بگم اما نکته ی مهم تر از مراسم هدیه هایی بود که اخر مراسم به همه به خاطر لطفی که کرده بودن و [...]
آخرین دیدگاهها