
بعد از حدود یک سال که به خاطر کنکور نتوانستم فیلم بسازم و مانند معتاد ها خود را به در و دیوار می زدم در ۲ روز اول فیلمبرداری ، هشتمین سکانس فیلمی را گرفتم که بیشتر از ۱ سال پیش ایده اش به ذهنم رسیده بود و بالاخره در مرداد ۸۸ شروع کردم تا هر چی را که در ذهنم بود روی فیلم ها ی کوچک دوربین ثبت کنم البته بماند که ۱۰ روز پیش ۳ ساعت فیلمبرداری کردم اما بازیگر نقش دوم ادامه نداد و دو روز پیش با بازیگری دیگر و در خانه ای دیگر همان صحنه ها را فیلمبرداری کردیم (عکس دوم) ولی از حق نگذریم بهتر شد ،هم از لحاظ دکور، هم فیلم ، داستان و …

و باز هم بماند که یک هفته بدنبال ابزاری برای صدابرداری بودم و آخر هم مجبور شدم بh ام پی فور صدا رو ضیط کنم ولی باز هم از حق نگذریم کیفیت صدایش عالیست.

و در این چند روز هم اطلاعات زیادی در مورد نحوه کشیدن سیگار و مواد مخدر کسب کردم شاید که این فیلم عده ای را رستگار و یا بهتر بگویم آدمـــ گرداند.(در راستای مبارزه با مواد مخدر)

و اینکه یکی از بچه ها که با دوربین شماره ۱ یعنی دوربین خودم فیلم می گرفت ۴۰ دقیقه فیلم گرفته که ۳۰ دقیقش پشت صحنه است و وصف آنها ممکنه وقت خوشگله شما را هدر بدهد به امید روزی که فیلم ساخته شده را به همراه ۱ ساعت پشت صحنه به شما نشان بدهم.

و آخرین عکس نیز یک کارگردان بدبخت و بیچاره است که به شدت با کمبود امکانات دست و پنجه نرم میکند ( که همانا خودم می باشم)
پ . ن : کیفیت پایین عکس ها بدلیل گرفته شدن از فیلم های ضبط شده است.