اگر به خانه ی من آمدی
نخ و سوزن هم با خود بیاور، برای زبانم
میخواهم … بدوزمش به سقف
… اینگونه فریادم بی صداتر است!
قیچی هم یادت نرود،
میخواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم!
پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شستشوی مغزی!
مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت …
میدانی که؟ باید واقعبین بود!
و یک بیلچه، تا تمام غرایزم را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را … بدون اینها راحتتر به بهشت میروم گویا!
صداخفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر!
میخواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
برچسب هرزه میزنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!
یک کپی از هویتم را هم میخواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،
فحش و تحقیر تقدیمم میکنند،
به یاد بیاورم که کیستم!
ترا به خدا! اگر جایی دیدی حقی میفروختند
برایم بخر … تا در غذا بریزم
ترجیح میدهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم!
سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،
بیاویزم به گردنم و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم
من هنوز یک انسانم …
پ . ن : شاعر ناشناخته
برات یه مشت خاک میارم تایه موقع یادت نره چی بودی وچی میخوای بشی
متن جالبی بود
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
“دکتر علی شریعتی”
دلتنگی های من
به تو رفته اند
آرام می آیند
در سینه می نشینند
دیگر نمی روند
“صیام سلطانی”
کسانی هستندکه فضای اندیشیدن انسانی شان درحدی است که آدم ها،رابطه ها،دوستی ها ودشمنی ها وحتی ازدواجشان براساس پول است یعنی به نوعی باپدرزنشان ازدواج می کنند ،این انسانهابرای عزیزترین کاری که درزندگی دارند براساس مقدار پول ومنفعت نهفته درآن تصمیم می گیرند کسانی که این محاسبات را می کنند حتی احساسات غریزی حیوان راندارند.
دکترعلی شریعتی