سبز

ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد .
ما دوباره سبز می شویم …

« قیصر امین پور »

۲۱ پاسخها

  1. فرشاد شمشاد می‌گه:

    سلام

    خسته نباشید

    شمارو با نام : نوشته های یه فرشاد دیگه !

    ادد کردم.

    لطفا منو با نام :

    مقالات کسب درامد و بازاریابی

    به فرشاد ای تی لینک کنید

    ممنون

  2. استعمارگرپیر می‌گه:

    تمام بچه های لاین اومدن خبر رفتنت بدون دادن شیرینی به بچه ها مثل توپ ترکیده همه اینجا دارن بهت فحش میدن.
    راستی این چند قلم وسیله ای که جاگذاشتی برات نمی فرستم خودت که قانون اتاق ۲۳رومیدونی.هر کس چیزی تواتق جاگذاشت به عنوان غنیمت جنگی توسط اعضای اتاق مصادره میشه.بهت توصیه می کنم نزدیک زاهدان نشی چون توسط بچه های لاین به صورت فجیعی ترور میشی!http://farshad.info/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif

  3. Mahta می‌گه:

    سلام
    چطوری؟
    به سلامتی از زاهدان اومدی بیرون…
    اصفهان خوش بگذره و مهم تر اینکه، موفق باشی
    دوباره شدی ترم یکی…
    یادت باشه:
    “همیشه رفتن به معنای رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت”
    زود رفتی استقبال عید، ولی بیشتر از قبلی میشه تحملش کرد

  4. Mahta می‌گه:

    آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست
    و آنچه که می شوی هدیه ی تو به خداوند است
    پس بی نظیر باش

  5. استعمارگرپیر می‌گه:

    اگرتنهاترین تنهایان شوم،بازهم خداهست،اوجانشین تمام نداشته های من است

  6. Mahta می‌گه:

    و خدا تنها تنهایی ست که در تنهاییم تنهایم نگذاشت.

  7. Mahta می‌گه:

    تو را آغوش میگیرم

    تنم سرسزه رویاشه

    جهان قده یه لالایی

    توی آغوش من جاشه

  8. Mahta می‌گه:

    پانوشت:
    “تنم سرریزه رویاشه”

    ببخشید

  9. استعمارگرپیر می‌گه:

    جامه ای بافته بودم ازعشق
    خواستم تابه تواش هدیه کنم
    لیک دیدم که درآن گوشه باغ
    لاله ای پنهانی بانسیمی می گفت
    جامه عشق برازنده هر قامت نیست

  10. استعمارگرپیر می‌گه:

    زندگی خوردن وخوابیدن نیست
    انتظارو هوس ودیدن ونادیدن نیست
    زندگی چون گل سرخی است
    پرازخاروپرازبرگ وپراز عطرلطیف
    یادمان باشداگرگل چیدیم
    عطروبرگ وگل وخارهمه همسایه دیواربه دیوارهمند

  11. استعمارگرپیر می‌گه:

    من باعشق آشناشدم
    وچه کسی این چنین آشناشده است؟
    هنگامی دستم رادرازکردم
    که دستی نبود
    هنگامی لب به زمزمه گشودم
    که مخاطبی نداشتم
    وهنگامی تشنه آتش شدم
    که دربرابرم دریابودودریاودریا……..!

  12. Mahta می‌گه:

    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

  13. Mahta می‌گه:

    کار ما عشق است و ما را بهر آن آورده اند
    هر کسی را بهر کاری در جهان آورده اند

  14. استعمارگرپیر می‌گه:

    هیچ گاه عشق به همدم راپاینده مپنداروازروزی که دل می بندی این نیرو رانیزدرخویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی،واگرشکستی بازهم ناامیدنشو چراکه آرام جان دیگری درراه است!

  15. استعمارگرپیر می‌گه:

    نمازعشق ترتیبی نداردچراکه بانخستین سربرخاک گذاردن،دیگربرخواستنی نیست

  16. Mahta می‌گه:

    اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه ،
    با قطره چکان جعل می کردم !
    خاطرم آمد …
    شاید دلتنگ خنده هایم باشی .
    ببخش اگر این روز ها
    ” عشق ” با گریستن اثبات می شود !!!

    “میلاد تهرانی”

  17. استعمارگرپیر می‌گه:

    مردان درصیدعشق به وسعت نامنتهایی نامردند.گدایی عشق می کنند تاوقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشده باشند،اماهمین که مطمئن شدند، مردانگی را درکمال نامردی به جامی آورند

  18. استعمارگرپیر می‌گه:

    عشق راباتمام وجودفریادخواهم زدتابه دنیا ثابت کنم تمام مسیرهابه طرف مشترک موردنظراشغال نمی باشد!!!
    میلادتهرانی

پاسخ

© ۱۳۸۸ فرشاد . اینفو. تمامی حقوق محفوظ است.
به قدرت WordPress. میزبانی توسط: تندیس وب.