من و توییتر (قسمت اول)
پارسال وقتی می گفتن توییتر میگفتم یه مشت بیکار که میگن الان اینجام ، الان اون کارو کردم و … ولی حالا خودم هم معتادش شدم که همانا زندگی خود را در ۱۴۰ کاراکتر خلاصه کنی.
در روز ۲۷ خرداد تولد ۱۸ سالگیم با شمارش معکوس توییتر رو به زندگیم آوردم.که اون موقع اوضاع خیلی بد بود یعنی شاید بد ترین تولد زندگیم . ایرانی ها ناراحت بودن و من بیشتر. . هفته ی بعدش کنکور دادم و تا نیم ساعت قبل ار کنکور توییتر رو ول نکردم (از نشانه های اعتیاد). و کنکور هم تمام شد. بعدش مایکل جکسون مرد و زندگی نیز شیرین اما تلخ بود و بعضی وقتها جو گیر می شدم.بعد رفتم کنکور آزاد تهران که تقریبا ۴ روز توییتر نداشتم . باز هم جو گیر می شدم و بعضی وقتها شعر می گقتم! و باز هم شعر. و یک جمله با نوستالژی خیلی کم و عکس و عکسی از تهران با دوربین خودم که همانا سینما آزادی است. و کسی که در توییتر مینیمال نویسی را آغاز کرد. تعبیر خواب هم در این سایت جواب میدهد. و یادش بخیر یک نماز جمعه ای هم بود. صاحب این اکانت نیز مغزی متفکر دارد
) . البته کاری ندارم بعضی ها در مورد توییتر چه می گویند اما به نظر من توییتر یکی از بهترین سرویس های اینترنت است که باعث میشه آدم به زندگیش امیدوار باشه. تمام
پ.ن: این خلاصه ی توییت های تا آخر تیر ماه بود توییت های بعدی در قسمت بعدی.







پرتوان باشید.
salam farshad bebin omadam nazaram dadam karet kheili ghashange neshone manam bede ok movafagh bashi
نه بابا پس تو هم شعر می گی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می تونی بیای انجمن ما(-:
نه بابا پس تو هم شعر می گی!!!!!!!!!!!!
می تونی بیای انجمن ما(-:
کلن همه ی مردم دنیا شعر میگن ما هم روش