فیلم و فلسفه

چه لذتی داره که بالاخره پس از چند ماه چند صحنه رو گه خیلی دنیال جور کردنه عواملش بودی بگیری. هر بار یکی بدقولی میکرد و نمی ذاشت این صجنه تموم بشه و این بار آخری هم که بازیگر نقش اول بنده لباسش رو گم کرده بود !!!
حالا واسه اینکه شباهت این پست و تیتر رو بفهمید باید بگم که همینجور که از اسم فیلمم پیداست فیلمم یه فیلم فلسفیه و به خاطر اینکه بهتون اثبات بشه دیالوگ عکس بالا رو پایین پست گذاشتم . و هرگونه بهره برداری با ذکر نام منبع که همانا برادرم که واسم تعریف کرده باشد مجاز است.

این عکس هم توضیحه خاصی نداره و از این محل برای دادن پاره ای توضیح در مورد عکس اول استفاده می کنم . در عکس اول می بینید که بازیگر نقش اول فیلمم ، نیما چشاش بسته و دلیل گذاشته این عکس ، خورد بودن اعصاب بنده از دست این بازیگر می باشد که روز فیلمبرداری این صحنه هم خواب موند و ما با کمک دستیار کارگردان عزیزم با مشت و لگد او را از خواب بیدار کرده و بر سر لوکیشن بردیم.

یه فیلمبرداری در شب تاریک که به شدت کار تدوین رو سخت کرد اما این عکس گوشه ای از فیلم بسیار کمدی پشت صحنه را نشان میدهد . مطمئنم فیلم و صدای پشت صحنه جایزه بگیر تر میشه !!!
همونطور که قول دادم : دیالوگ عکس اول :
پیرمرد : میگن هر شب فرشته ی روزگار به خواب آدما میاد و سرنوشت آدما رو معامله می کنه و اتفاق های بد فردا رو با اتفاق هایی که یکم بهترند عوض می کنه و آدما قبول می کنن اما فرداش که بیدار میشن درین مورد هیچی یادشون نمی یاد ولی وقتی اتفاق بدی براشون میفته به سرنوشتشون بد و بیرا میگن و یادشون نیست که خودشون انتخاب کردن. همیشه بدتر از این هم وجود داره.
پویا : اگه امشب دیدیش بهش بگو بیاد و باهام آخرین معامله ی زندگیم رو بکنه.
پی نوشت : حال واسه پی نوشت نوشتن نمونده خوتون برید پی نوشت پست های دیگه از “فیلم های من” رو بخونید.







http://www.musdepo.com/soft/ программа причесок скачать