صحنه های ماشینی … !!!!

فیلم ساختن در اینجا حکم آپولو هوا کردن رو داره و شاید هم سختتر و این دلیلی می شه واسه ی زیاد فیلم نگرفتنم در این دو هفته و عمده ی فیلمبرداریه فیلمم دیروز بود. نمیدونم لازمه که بگم که دو بار تا حالا رفتیم یه صحنه که بازیگر مقابل نقش اصلی یه پیرمرده رو بگیریم و هر دو بار به دلایلی که گفتنش باعث لطمه خوردن به پرستیژه کارگردانیم میشه فیلم نگرفتیم یا نه. اگه شاخ در آوردید که این ” یا نه ” از کجا اومد نشون میده که در مدرسه فارسی بیشتر از ۱۰ نگرفتین!

و پس از روز ها و شب ها به سر زدن و تلاش سکانس سه گرفته شد . یه سکانس که شاید بزرگترین تجربه ی زندگیم بود چون تا حالا صحنه ای که ماشین داشته باشه فیلم نگرفته بودم و جهت آب انداختن دهان خوانندگان عزیز باید بگویم که خیلی حال داد.

و پس از تمام شدن این سکانسه به خوبی و خوشی لبخندی بر چهره ی من پدیدار گشت که غم و غصه ی ایران را فراموش کردم. البته عکس ها یی از چند شب که فیلمبرداری داشتیم هم بود اما وقتی که سکانس های شب تمام شد اون ها رو تو وبلاگ میذارم.

من نمیدونم چرا عده ی معدودی از این شخص می ترسن. عزیزان ترس نداره که ایشون بازیگر نقش دوم فیلمم می باشد و بازیه خیلی خوبی داره در حد زیر پوستیو اینا !!!!
پ.ن ۱ : پست بدون پا نوشت به چه ماند ؟ به زنبور بی عسل.
پ.ن ۲ : رجوع شود به پانوشته این پست.
پ.ن ۳ : هیچ کدام از ابعاد عکس ها ابعاد واقعی فیلم نیست و صرفا جهت در کف گذاری بیننده می باشد.







ای بازی زیرپوستی که وگفتی یعنی چه!!
خیلی دوست دارم وقتی به پرنیان جونم بگم وب داری چه عکس العملی نشون می ده
خیلی دوست دارم عکس العمل پرنیان جونم وقتی بهش می گم وب داری، ببینم
جمله بندی اولی اشتباه شد لطفا پاکش کن
ممنون
هر کاری کنی بازم من از این بازیگرت می ترسم………