پس از باران
این که امروز میخواستم اینجا عکس های فیلمبرداری سکانس ۵،۶ و ۷ را که قرار بود امروز صبح فیلمبرداری کنم رو اینجا بذارم و بازیگرنقش اول خواب موند و نیومد و بازیگر… نقش پیرمرد هم ما رو دست کم گرفت و آبروم رفت و حالم گرفته شد و اشکم داره در میاد اصلا مهم نیست مهم اینه که من الان یک عکس گذاشتم که عید امسال از باغچه بعد از یک بارون بهاری گرفتم . کلا هم اکنون را عشق است!








نابرده رنج، گنج میسر نمی شود …
این روزها من اینقدر گریه کردم که قطره های اشک روی گونه هام شاید شبیه همین برگ باشه؛ آخه دوست صمیمیم رفته اصفهان زندگی کنه)-:
من دوست جونم رو می خوام