ستاره های خاموش
چند شب پیش کوچه ی ما مهمانه لامپ هایی بود که از شدت نور پدر بزرگ لامپ های صد وات حساب میشوند (یک چنین چیزی) همان لامپ های نارنجی که تمامه خیابان های ایران را روشن کرده اند . البته خودشون بهش میگن مه شکن.
ولی این لامپ ها ی خوشگل و با کلاس که مردم خیلی دوست دارند بلایی بر سر آدم ها می آورند که حالا حالاها درک نمی کنند.
تعداد چراغ های شهر ما به نسبت تهران خیلی کمتر است و وقتی بچه بودم از این هم کمتر بود و با این تفاوت که آنها آبی بودند و نوری به این با نفوذی نداشتند. آن موقع می شد ستاره های پررنگ آسمان را دید ستاره هایی که به نسبت کویر هیچ بودند اما باز آدم فکر می کرد که ستاره ای هم وجود دارد ولی حالا شاید باید یک ساعت تلاش کنی تا ستاره ی قطبی را ببینی فقط بخاطر این چراغ های بزرگ و پر نور که شهر را روشن و آسمان را خاموش می کنند . شاید روزی و قتی به آسمان نگاه کنی دایره ی کم نوری را در آسمان ببینی و در کتاب علوم بنویسند بچه ها این ماه است و با چشم غیر مسلح خوب دیده نمی شود. شاید دیگر کسی نتواند ستاره ها را بشمارد چون ستاره ای نیست.حالا فکر کنم دب اکبر از اصغر هم کوچکتر شده و دیگر صور فلکی ها که هیچ.
پ.ن :البته در این اوضاع که ستاره ی آسمان شهر های ما ایرانی ها خاموش شده همیشه می گفتم کاش ستاره ی دلمون خاموش نشه اما تو این چند ماه میبینم که ستاره ی دلمون خاموش که نشده بلکه داره چشمک هم میزنه به امید طلوع ماهه آسمونه دله همه ی ایرانی ها.







هنوز چیزایی رو که نوشتی نخوندم ولی در کل نظرم خوبه :دی
خیلی خوب نوشتی :دی
آبرومو حفظ کن
سلام
این مطلب قشنگ ترین مطلب وبته
می دونی که من چقدر آسمون و ستاره ها و کهکشان ها رو دوست دارم، مثله این که مامان اینا از این عشقم خبر داشتن که این اسم کهکشانی و آسمانی رو واسم انتخاب کردن(-:
از این مطلب های آسمانی بیشتر بذار.
این شب ها ندیدن ستاره ها بیشتر به خاطر گرد و خاک خوزستانه تا لامپ های بزرگ و پر نور کوچه هامون!!!!!!!!!!!
“ستاره ی قلبت نورانی”
میسی میسی
خیلی خوشگل مینویسی. خوشمان آمد .
جوون امیدت به خدا باشه و بس .
امیدواریم ….
چشات خوشگل می بینه