عاشقانه
- باید حدس میزدم. + که چی؟! – که عاشقم بشی. پ.ن ۱: اینم از لینک همین دیالوگ و آهنگ عاشقانه ی فیلم غریبانه از حمید غلامعلی پ.ن ۲: بعد اینکه من هیچ منظور خاصی ندارم.
پس از باران
این که امروز میخواستم اینجا عکس های فیلمبرداری سکانس ۵،۶ و ۷ را که قرار بود امروز صبح فیلمبرداری کنم رو اینجا بذارم و بازیگرنقش اول خواب موند و نیومد و بازیگر…
ستاره های خاموش
چند شب پیش کوچه ی ما مهمانه لامپ هایی بود که از شدت نور پدر بزرگ لامپ های صد وات حساب میشوند (یک چنین چیزی) همان لامپ های نارنجی که تمامه خیابان های ایران را روشن کرده اند . البته [...]
جایی برای من نیست!
-کجا میری ؟ -میرم یه کار احمقانه ای رو انجام بدم اگه برنگشتم به مادرم تلفن کن بگو دوستش دارم. -مادرت مرده! -خب پس خودم بهش میگم!!
خود تربیتی
انسان بعضی مواقع حس می کند که کسی که می تواند او را آدم کند هیچ تلاشی در این زمینه نمی کند اما یه هنگ آدم که شما مطمئنید هیچ تاثیری بر شما ندارند سعی در آدم کردنه شما دارند [...]
هشتمین سکانس از فیلمی که هنوز اسمی ندارد
بعد از حدود یک سال که به خاطر کنکور نتوانستم فیلم بسازم و مانند معتاد ها خود را به در و دیوار می زدم در 2 روز اول فیلمبرداری هشتمین سکانس فیلمی را گرفتم که بیشتر از پیش ایده اش به ذهنم رسی. و بالاخره در مرداد 88 شروع کردم تا هر چی را که تو ذهنم بود روی فیلم ها ی کوچک دوربین ثبت کنم (…)
اگه میتونی ماهارو بگیر
دو تا موش کوچولو افتادن توی یه ظرف خامه . موش اولی ول کرد و غرق شد . موش دوم ول نمیکرد . اون قدر دست و پا زد که در نهایت اون خامه کره شد و فرار کرد . [...]
پیش درآمد
به قول آقای پاکدل “عجب روزگار جالبی ست خوب شد زودتر بدنیا نیامدم”.اما خوب می شد زودتر می نوشتم اما به گفته ی برادرم من اول به فکر تایر ماشینم الان هم ۲ ماه دنبال یه فالب می گشتم! ولی [...]

آخرین دیدگاهها